خبرگزاری حوزه | با بررسی جنگ ایران و آمریکا در رمضان ۲۰۲۶ و شهادت حضرت آیتالله العظمی امام سید علی خامنهای درشروع آن، به این نتیجه راهبردی میرسم که این رخداد نه یک شکست نظامی، بلکه «نقطه عطف تمدنی» در نظم نوین جهانی و سرآغاز زوال هژمونی یکقطبی آمریکا در قرن بیست و یکم خواهد بود.
از برکات جهانی این شهادت عظیم، پیش از هر چیز در عرصه «دگرگونی پارادایم بازدارندگی» متجلی میشود؛ بدین معنا که برای نخستین بار در تاریخ جنگهای فرامدرن، شهادت فرمانده کل قوای یک کشور نه تنها موجب فروپاشی ساختار دفاعی و سیاسی آن کشور نمیگردد، بلکه الگویی از «قدرت نرم مبتنی بر شهادت» را بازتولید میکند که در آن سرمایه نمادین رهبر شهید، به موثرترین ابزار بازدارندگی در برابر تهدیدات آینده تبدیل میشود.
از منظر تحولات بینالملل، شهادت ایشان در جنگی که آغازگری آن مستقیماً توسط نیروهای مسلح آمریکا و بدون مجوز شورای امنیت صورت گرفته، عملاً «پایان عصر مصونیت قضایی قدرتهای بزرگ» را رقم خواهد زد؛ زیرا باید دیوان کیفری بینالمللی (ICC) با فشار افکار عمومی جهانی، پرونده «جنایت علیه صلح» را، علیه مقامات ارشد کاخ سفید و پنتاگون تشکیل دهد و این امر سابقهای بیبازگشت در حقوق بینالملل کیفری ایجاد خواهد کرد.
علاوه بر این در سطح منطقه غرب آسیا و در میان پیامدهای فوری این شهادت (سالهای ۲۰۲۶-۲۰۲۷)، شاهد «همگرایی بیسابقه محور مقاومت در سطوح میدانی، دیپلماتیک و امنیتی» خواهیم بود؛ همافزایی که بر اساس نظریه «رهبری شهیدمحور»، کشورهای عضو جبهه مقاومت (از عراق تا یمن، لبنان و فلسطین) را به یک «پیمان دفاعی-عملیاتی» تبدیل خواهدکرد.
همچنین در تحلیل پیامدهای درازمدت، مهمترین برکت این شهادت، «شکست راهبردی دکترین حذف فیزیکی رهبران مقاومت» خواهد بود؛ چراکه ساختارانتخاب رهبری در نظام جمهوری اسلامی، با الهام از همان بنیانهای نظری که امام خامنهای خود تبیین کردند، قادر است در زمانی کوتاه علاوه بر تعیین رهبر مدل «جانشین فرماندهی چندلایه» را فعال کرده و ضمن حفظ انسجام داخلی، ابتکار عمل راهبردی را به نسل جدیدی از فرماندهان تلفیقگرا (ترکیبی از نظامیگری کلاسیک و جنگ نامتقارن) منتقل کند.
از دیگربرکات جهانی و فراملی شهادت ایشان برای آینده نزدیک، «الهامبخشی به جنبشهای عدالتخواه در سراسر جهان» خواهد بود؛ جایی که گروههای سیاسی-مردمی، شهادت یک رهبر دینی-سیاسی با ۳۰ سال تداوم مقاومت را به عنوان «مدل عملیاتی مبارزه با نظام سلطه» مورد مطالعه قرار داده و آن را با فرهنگ بومی خود تطبیق میدهند، بهگونهای که در همه کشورهای آذادی بخش شعائر و نمادهای مرتبط با این شهادت، به بخشی از گفتمان رایج ضداستعماری تبدیل میشود.
در عرصه ژئوپلیتیک انرژی و اقتصاد سیاسی بینالملل، شهادت امام خامنهای در جنگ رمضان ۲۰۲۶، «پایان نظم نفتی دلار» را با شتابی دو چندان رقم خواهد زد؛ چراکه کشورهای واردکننده نفت از ایران (نظیر چین، هند، ترکیه و بسیاری از کشورهای شرق آسیا) به استناد بند «قوه قاهره ناشی از اقدام متجاوزانه آمریکا»، مبادلات ارزی خود را به طور کامل از دلار خارج کرده و سازوکار «رمزارزهای بانک مرکزی با پشتوانه طلا و کالاهای اساسی» را به عنوان جایگزین سیستم سوئیفت تثبیت خواهند کرد.
از منظر تحولات داخلی آمریکا در بازه زمانی ۲۰۲۷-۲۰۳۲، شهادت آیتالله خامنهای به «بحران مشروعیت تاریخی برای نومحافظهکاران و لابی اسرائیل» تبدیل خواهد شد، زیرا هزینههای مادی و اعتباری جنگی که با هدف نابودی محور مقاومت آغاز شد، در عمل به ایجاد «نسل جدیدی از اقدامات نامتقارن راهبردی و عملیاتی » علیه منافع آمریکا در کشورهای جهان منجر میگردد و افکار عمومی آمریکا را به راه اندازی تظاهرات ضدجنگ خواهد کشاند.
در عرصه علمی جهان و در نظریههای آینده ی روابط بینالملل، شهادت ایشان به عنوان «مطالعه موردی کلاسیک» در دانشکدههای برجسته جهان برای تدریس مفهوم «قدرت پسامادی» در خواهد آمد؛ مفهومی که در آن، توانایی یک دولت-ملت برای تبدیل شکست ظاهری به پیروزی راهبردی از طریق «رمزشدگی معنایی» و بازتولید هویت جمعی حول یک نماد شهادت، به عنوان برترین شکل قدرت در عصر پساحقیقت معرفی میشود و عملاً نظریههای رئالیسم تهاجمی و لیبرالیسم نهادگرا را با چالش نظری بیسابقهای مواجه میسازد.
همچنین از عمیقترین برکات درازمدت این شهادت برای نسل های آینده ، «احیای مفهوم امت گرایی فراقومی و فرامذهبی» در جهان اسلام خواهد بود.
نعیم آبادی










نظر شما